دیدگاه جغرافیا در مطالعه مخاطرت محیطی

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

دیدگاه جغرافیا در مطالعه مخاطرت محیطی سخنرانی بهلول علیجانی در دانشگاه شهید بهشتی در اسفند سال 1394

چکیده                                     

مخاطرات از رابطه انسان با محیط حاصل می شود. به عبارت دیگر مخاطره از تاثیر پدیده ها بر زندگی انسان ایجاد می شود. خود پدیده مانند زلزله یا سیل رفتار طبیعی طبیعت است. در زمان استیلای فلسفه جبر محیطی تاثیر طبیعت پراکندگی انسان را شکل می داد. انسان ها در جایی زندگی می کردند که طبیعت اجازه می داد. در این زمان مشکل یا مخاطره ای انسان را تهدید نمی کرد. نقش اصلی انسان اجتناب از مکان های پر مخاطره بود. عواملی که طبیعت را عوض می کردند خود عوامل طبیعی بودند. مثلا آتشفشان جنگل را از بین می برد ولی دوباره این محیط در طول سالهای طولانی به وضع اولیه خود بر می گشت. بعد از جنگ جهانی دوم و در زمان مجهز شدن انسان به تکتولوژی، دست کاری انسان به طبیعت آغاز شد. انسان زیاده خواه شروع به تاراج طبیعت به نفع سودجویی و لذت خواهی کرد. در نتیجه خود انسان عامل خطر برای محیط طبیعی شد. در مناطق مستعد بیش از ظرفیت طبیعت بهره برداری کرد و در نقاط خطرناک طبیعی هم دست درازی کرد. رابطه جغرافیایی همان رابطه فضایی انسان و منابع طبیعی است. یعنی هر تغییری در محیط پراکندگی انسان را تغییر داد. برای نمونه تخریب پوشش گیاهی پراکندگی انسان ها را تغییر داد. بهره برداری بیش از حد از منابع آب زیرزمینی سبب مهاجرت مردم از مناطق کم آب و بحران زده شد. خشکسالی های شدید سبب کوچ و جابجایی انسان ها گردید. تهدید های جنگ مردم را از کاشانه و سرزمین خود بیرون کرد. رابطه فردی بین انسان و محیط موضوع مطالعه اکولوژی است.

     در راستای اصلاح و بهبود رابطه انسان با محیط مهمترین مساله ایجاد فرهنگ و اخلاق برخورد با طبیعت است. از قدیم هم در این رابطه فلسفه هایی مطرح شده است. اولین فلسفه یا اخلاق محیطی فلسفه انسان گرا است که انسان را حاکم مطلق و بهره بردار طبیعت می داند. این فلسفه مشکلات عدیده ای برای محیط ایجاد کرده است. فلسفه زیست محوری دومین فلسفه اکولوژیست ها است که بهتر از اولی بوده و به موجودات جاندار حرمت قایل است. در مرحله بعدی و درجه ای بهتر فلسفه اکوسیستم محور مطرح شد که معتقد است که همه اجزای اکوسیستم محترم است و باید سلامت آنها را حفظ کرد. همه این فلسفه ها به رابطه انسان و محیط به صورت فردی نگاه می کنند و رابطه فضایی را مد نظر ندارند. در صورتی که مهمترین مشکل از تغییر پراکندگی ها ایجاد می شود. انسان به صورت جامعه با طبیعت برخورد می کند. همه اعضای یک جامعه که در یک مکان پراکنده هستند نقش نسبتا واحدی در مقابل طبیعت دارند. بنابراین باید رابطه بین انسان پراکنده و منابع پراکنده طبیعت را مطالعه کرد. بدین جهت جغرافیا فلسفه پراکندگی محور را مطرح می کند. یعنی اینکه پراکندگی های اولیه و تصویر نقاش ازل یعنی خداوند محترم است. نباید پراکندگی منابع در هر منطقه ای را به هم زد. انسان باید در هر منطقه در حد ظرفیت منطقه زندگی کند. فقط نیازهای اولیه خود را از محیط بگیرد. منابع زیستی محیط را جابجا نکند. در صورت انتقال منابع زیستی یک محیط به محیط دیگر زندگی و تعادل و پایایی محیط اول را به هم می زند و ناپایدار می کند و در محیط مقصد هم نیاز کاذب و غیر طبیعی ایجاد می کند که حالتی متزلزل است و هر آن به دلیل قطع یا مختل شدن انتقال مشکلات عدیده ای ایجاد می کند.

         به سخن کوتاه از دیدگاه جغرافیا، فلسفه پراکندگی محور تنها راه حل اخلاقی مخاطرات محیطی است. بر اساس این فلسفه انسان نباید پراکندگی ها را به هم بزند. چون در هر منطقه ای بر اساس شرایط طولانی مدت پراکندگی منابع تعادل و پایدار شده است. انسان به اندازه ظرفیت محیط از آن بهره برداری کند. فقط نیازهای اولیه را براورد کند و منابع زیستی را جابجا نکند.

بهلول علیجانی: استاد دانشگاه خوارزمی و مدیر قطب علمی تحلیل فضایی مخاطرات محیطی.

کلمات کلیدی:


خبرنامه

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید تا از آخرین اخبار تارنمای روستا شهر مطلع شوید.

تماس با ما

اطلاعات تماس تیم مدیریت تارنمای روستاشهر

  • شماره تماس : 09125518462

 

 

روستا شهر به روایت آمار

کاربران
42
مطالب
402
نمایش تعداد مطالب
626935
شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی موضوعات اقلیم شناسی دیدگاه جغرافیا در مطالعه مخاطرت محیطی
Web Analytics