نظريه هاي ساخت و توسعه شهري

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 رشد شهرها و جمعیت شهری و درنتیجه  بوجود آمدن مشکلات کالبدی - فضایی ناشی از آن باعث شد  تا اندیشمندان حوزه جغرافیا و برنامه ریزی شهری و همچنین شهرسازی در این زمینه نظرات و ایده هایی را  مطرح کنند که در اینجا به مهمترین آنها خواهیم پرداخت:

 

 رشد شهرها و جمعیت شهری و درنتیجه  بوجود آمدن مشکلات کالبدی - فضایی ناشی از آن باعث شد  تا اندیشمندان حوزه جغرافیا و برنامه ریزی شهری و همچنین شهرسازی در این زمینه نظرات و ایده هایی را  مطرح کنند که در اینجا به مهمترین آنها خواهیم پرداخت:

1- ساخت دواير متحدالمركز( نظريه ارنست يرگس )

اين طرح به عنوان نظريه اي متحدالمركزي شناخته شده است. الگوي ساخت شهر بر اين اصل استوار است كه توسعه شهر از ناحيه مركزي به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعدادي مناطق متحدالمركز را تشكيل مي دهد. اين مناطق، با ناحيه مشاغل مركزي شروع شده و به وسيله منطقه در حال تحول احاطه مي شود، كه خود در حال تبديل به ادارت و صنايع سبك بوده و يا به واحدهاي مسكوني كوچكتري تبديل مي شوند. اين قسمت، ناحيه اي است كه مهاجرين شهر به طرف آن جلب مي گردند و به نوبه خود يا مسكن كارگران است يا محل بعضي از ساختمانهاي قديمي شهر. قسمت اعظم منطقه سفركنندگان در بيرون منطقه ساخته شده شهر قرار دارد. قسمت اعظم منطقه سفركنندگان، احتمالا بصورت اراضي باز است. اما دهكده هايي كه در داخل آن وجود دارد، اغلب خصوصيات خود را تبديل به سكونتگاههاي خوابگاهي مي نمايد.

2- ساخت قطاعي شهر ( نظريه همر هويت)

در توجيه نظريه (ساخت قطاعي شهر) بايد گفت كه: چنين توسعه اي را نمي توان مغاير با نظريه دواير متحدالمركز دانست. برخلاف نظريه دواير متحدالمركز در نظريه ساخت قطاعي شهر شهرها نمي توانند براي هميشه حالت دايره اي شكل بودن مناطق داخلي خود را حفظ كنند. حالت قطاعي بيش از دايره اي زمينه مساعدي را جهت توسعه به دست مي آورد. در اين نظريه عامل اجاره خانه مي تواند به عنوان راهنما، مطالعه شهر را عملي سازد. در ساخت قطاعي شهر، راههاي شعاعي از مركز شهر به اطراف كشيده مي شود و عامل دسترسي به اين راهها و يا دوري از آنها، قيمت زمينهاي شهري را در مناطق مختلف شهر تعيين مي كند.

3- ساخت ستاره اي شهر

نظريه ساخت دايره اي شكل شهر، نمودار حالت يك شهر ساكن و ثابت نمي باشد. بلكه در اغلب موارد به علت رشد و توسعه شهر، متحرك و غير ثابت است. توسعه شهر مي تواند به دو صورت عملي شود: يا در اطراف خود توسعه پيدا كند، و يا به وسيله عمل تمركز در داخل آن رشد پيدا نمايد. به موازات افزايش جمعيت، سازمانها و تاسيسات بخش مركزي شهرها، مراحل مختلف اكولوژي شهري (جدائي گزيني، هجوم و جايگزيني، توالي و تسلسل و...) ظاهر مي شود، و در اثر ايجاد موج توسعه، شهر به نواحي اطراف و بيروني خود توسعه مي يابد. حركت جمعيت، تاسيسات، صنايع و سازمانهاي شهري به اطراف شهر ها، به يك شكل عمل نمي نمايند، و از جهات مختلف شهر به سوي ناحيه مركزي شهر، به يك مقياس صورت نمي گيرند. در مقابل توسعه شهر، وجود موانع طبيعي مانند شيبهاي تند، تپه ها و كوهها، عاملي بازدارنده است، لذا شهر يا بدان جهات توسعه پيدا نمي كند و يا در صورت توسعه، مشكلات و افزايش هزينه هايي را به دنبال دارد.

مسير هاي حمل و نقل، شاهراه ها، خيابانها و خطوط آهن، همه تحت تاثير وجود عوامل نامنظم و نامساعد طبيعي شهر ها و اطراف آنها واقع مي شوند. چنين شبكه هاي ارتباطي سعي دارند كه در شكل شعاعي بوجود آيند، ولي عملا تعداد معدودي از آنها به حداكثر ظرفيت و كارايي خود دست مي يابند. لذا، امكانات دستيابي به مسيرهاي حمل و نقل ، ميزان تراكم را در سطح شهري افزايش مي دهد و زمينهاي شهري با امكانات وسيع حمل و نقل نسبت به ساير زمينه، داراي ارزش بيشتري مي شوند.

در جريان دگرگوني هايي كه در نتيجه عملكرد امكانات حمل و نقل و شبكه راهها در سطوح شهري مشاهده مي گردد، شكل دايرهاي مناطق متحدالمركز تعديل يافته و به شكل شعاعي و يا ستاره اي تبديل مي شود و به توسعه شهر، ساخت ستاره اي مي بخشد.

4- ساخت عمومي شهرها

براساس نظريه رابرت ديكنسن، محدوده هاي ساخت شهر بقرار زير است:

الف- منطقه مركزي: شامل مركز و بخش قديمي شهر، كه مجموعه اي از مراكز عمده فروشي، خرده فروشي، تجاري و اداري و بخشي از واحدهاي مسكوني است.

ب- منطقه مياني: كه شامل يك منطقه مسكوني متراكم مي شود و صنايع سبك كوچك رانيز، در خود جاي داده است.

ج- منطقه بيروني: كه اصولا به عنوان يك منطقه مسكوني بشمار مي آيد. اين منطقه، منطقه اي باز با فضاهاي پر وسعت و پاركهاي عمومي است. در اين منطقه، خصيصه هاي شهري در محل تقاطع وسايل ارتباطي، يك هسته قديمي، يك بازار محلي، يك روستا يا هسته كهن صنعتي، شكل يافته و همه جا گير مي شود.

د- حاشيه شهر يا مرزهاي ده شهر: كه يك منطقه بيروني حومه شهري است و آنسوي مرزهاي اداري شهر واقع شده است و يك حوزه پر وسعت روستايي به شمار مي رود. با توسعه شهر، مناطق مسكوني به سوي منطقه بيروني پيش رفته و صنايع جديد در مسير راههاي ارتباطي مهم و در اطراف شهركها و روستاها ايجاد مي شوند

5- ساخت طبيعي شهر ها

اين نظريه بر مبناي ويژگيهاي جغرافيايي شهر استوار است. بدين صورت كه مشخصات طبيعي شهر و خصيصه هاي فرهنگي مردم، ساخت حوزه طبيعي شهر را معلوم مي نمايد. اين نوع شهر ها معمولا تابع كامل فرم و خصوصيات آب و هوايي و مسائل و عوامل اجتماعي بوده و در حقيقت، طبيعت و انسانها در فرم گيري شهر دخالت مستقيم داشته اند. .

6- ساخت خطي يا كريدوري

اين نوع شهر ها معمولا در مسير راههاي آبي يا رودخانه ها و يا در مسير شبكه هاي اصلي ارتباطي و راهها و جاده هاي اصلي و راه آهن شكل گرفته و توسعه مي يابند. بر اساس اين نظريه، در گذشته شهر ها در اغلب اوقات حوزه هاي شهري توسعه خود را از شكل ستاره اي شروع نموده و به شكل دايره اي نزديك مي شدند. ولي توسعه شبكه راهها و مسيرهاي اصلي ارتباطي، تمايل به توسعه شهر را در مسير چنين شبكه هايي به صورت خطي يا كريدوري قرار مي دهد. در محل تقاطع مسير هاي اصلي است كه تراكم شهري افزايش يافته و انبوهي به اوج خود مي رسد. در محل تقاطع مسير هاي اصلي است كه تراكم شهري افزايش يافته و انبوهي به اوج خود مي رسد. اين طرح يكي از عوامل اصلي توسعه شهري را در سالهاي اخير به وجود آورده و اسكلت بندي و قالبهاي آنرا شاهراههاي جديد و خطوط آهن، توام و با هم شكل داده اند. اين خطوط نفوذ خود را نه تنها در داخل حوزه هاي متروپليتن گسترش مي دهند، بلكه با جابجائي مردم و كالاها، شهرنشيني را بين شاخه هاي چنين حوزه هايي كه قبلا فاصله زيادي با هم داشتند به توسعه سريع وا مي دارد. در سيستم خطي يا كريدوري بعضي از شهر ها وظايف جديدي را مي پذيرند و برتر و سريعتر از ساير شهر ها به توسعه خود مي پردازند.

7- ساخت چند هسته اي (نظريه ادوارد اولمن و چانسي هاريس)

اساس اين تئوري بر اين اساس است كه شهر هاي كوچك تنها داراي يك مركز و يا هسته واحد مي باشند. اما شهر هاي بزرگ امروز، همگي داراي هسته هاي متعددي هستند كه در داخل شهر ها، ارتباط مسيرهاي حمل و نقل، تشكيل اين هسته ها را امكان پذير مي سازد. در شهر ها، مسيرهاي حمل و نقل از يك سري ايستگاه هاي خطي، در طول مسيرشان برخوردارند. در

در داخل شهرها نيز، فعاليتهاي اقتصادي در تقاطع وسايل نقليه و مسير هاي اصلي شهر كه قابل دسترسي اكثريت مردم شهر است، توسعه مي يابند. مناطق صنعتي، امكانات تفريحي، مدارس، دانشگاهها و حتي قبرستانها، جمعيتي را به سوي خود جلب مي كنند كه ايجاد تاسيساتي را در مجاورت خود لازم دارند. به دنبال آنها يك نوع مركزيت و يا هسته جديد شهري تكوين مي يابد. با تكميل عملكردهاي وسائل نقليه و شبكه راهها، توسعه قسمتهايي از شهر، ساخت چند هسته اي به خودمي گيرد و بر اين روال به فعاليت مي پردازد. لذا استفاده از اراضي شهر غالبا در اطراف چند هسته مستقل شهري ظاهر مي شود، نه در كناره هاي يك هسته يا يك مركز معين. عنوان هسته دراين نظريه به همه فعاليتهايي اطلاق مي شود كه در اطراف خود به توسعه شهر امكان مي بخشد، كه از آن جمله: مناطق مسكوني، تجاري، صنعتي، دانشگاهي، مذهبي و زيارتگاهي، عمده فروشي و مانند آنها.

بخش مركزي شهر ها هسته اي از مناطق عمده فروشي و خرده فروشي، بانکها و دفاتر تجاري را در خود دارند. تاسيسات عمده فروشي بيشتر به تشكيل هسته هايي در طول راههاي اصلي تلاش دارند. صنايع سنگين شهر، در منطقه هاي حاشيه اي شهر، هسته جديدي را به وجود مي آورند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خبرنامه

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید تا از آخرین اخبار تارنمای روستا شهر مطلع شوید.

تماس با ما

اطلاعات تماس تیم مدیریت تارنمای روستاشهر

  • شماره تماس : 09125518462

 

 

روستا شهر به روایت آمار

کاربران
42
مطالب
402
نمایش تعداد مطالب
736235
شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی موضوعات برنامه ریزی شهری نظريه هاي ساخت و توسعه شهري
Web Analytics