گذری بر کیفیت زندگی محیط های شهری - بخش اول

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بخش اول


مفهوم محيط شهري 

شهر كليتي يكپارچه است كه سه محيط متفاوت را در خود جاي داده است؛ محيط كالبدي و فيزيكي، محيط اجتماعي و محيط نمادين. اين سه محيط در كليتي واحد به نام شهر تبلور مي يابند. منظور از محيط كالبدي؛ ساختمانها، بزرگراهها، ميادين، مراكز اداري، پياده روها و نظاير اين هاست. محيط اجتماعي اشاره به روابط خاص شهري ميان شهرنشينان همراه با قواعد و نظام حاكم بر آن روابط دارد. منظور از محيط فرهنگي يا نمادين نيز مجموعه اي از علايم و نشانه هايي است كه معناهاي خاص را در ذهن شهرنشينان متبادر مي كند. اين سه محيط تماميت شهري را با هم و در يك زمان مي سازند و رفتار انسانها را تحت تاثير قرار مي دهند.

 mohitSHAh

اما محيط فيزيكي و كالبدي وجه عيني و ملموس محيط شهري است كه غالبا شهر از طريق آن شناسايي مي گردد. در مقابل محيط نمادين و فرهنگي وجه ذهني و نامحسوس محيط شهري است كه در لايه هاي زيرين و پنهاني محيط شهري قرار دارد. در ميان اين دو، محيط اجتماعي مشاهده مي گردد كه سازمان اجتماعي شهر را شكل مي دهد. زماني كه صحبت از شهرنشيني به عنوان يك شيوه زندگي به ميان مي آيد در واقع منظور همين محيط است(غراب،88: 1380).

كيفيت محيط شهري
كيفيت محيط شهري يك مفهوم مبهم (مجرد) است كه از عوامل انساني و طبيعي كه در مقياس هاي متفاوت فضايي عمل مي كنند منتج مي شود. به عبارت ديگر، كيفيت محيط شهري يك پارامتر متغير فضايي و پيچيده است كه از عمكرد فاكتورهاي به هم پيوسته از جمله جزيره گرمايي شهر، توزيع فضاي سبز، تراكم ساختمانها، شكل و طرح آنها و كيفيت هوا تشكيل شده است. كيفيت محيط شهري جنبه اي از كيفيت زندگي است كه در بر گيرنده احساس رفاه ،آسايش و رضايت مردم از عوامل كالبدي- فضايي، اجتماعي- اقتصادي، زيست محيطي و سمبليك محيط زندگي شان است. به عبارت ديگر كيفيت محيط نه تنها به حوزه هاي برآورد سازي نيازهاي مادي انسان توجه دارد، بلكه همچنين به تامين و ارتقا ظرفيت هاي اجتماعي و توسعه اجتماعات، كه بر الگوهاي رفتار اجتماعي آنها نيز تاثير گذار است، توجه دارد (رفيعيان، 9 : 1386). لنسينگ و مارانز معتقدند كه يك محيط باكيفيت بالا، احساس رفاه و رضايتمندي را به واسطه ويژگي هايي كه ممكن است فيزيكي، اجتماعي و يا نمادين باشد به ساكنانش منتقل مي كند. (lansing and Marans,1969: 195).
كيفيت محيط شهري بستگي به كيفيت زير ساختهاي شهر و مديريت مناسب آنها دارد، و شامل محيط كالبدي(فيزيكي) مانند (مديريت آب باران، كيفيت هوا، فضاي سبز، سروصدا، ترافيك و...)، تسهيلات مربوط به مسكن (تامين آب، برق، گاز، تلفن، بهداشت، دفع فاضلاب و...) و محيط اجتماعي (جامعه، استقلال، كنش هاي اجتماعي، احساس رضايت و امنيت اجتماعي) مي شود. (Kamruzaman and et al, 2007: 14). كيفيت محيط شهري عبارت است از شرايط اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و كالبدي- فضايي محيط شهري كه نشان دهنده ميزان رضايت و يا عدم رضايت شهروندان از محيط شهري مي باشد(شماعي و پور احمد،1384 274).

مولفه هاي كيفيت محيط
محيط و منظر در اشكال طبيعي و انسان ساخت از مولفه هايي تشكيل شده اند كه در انتقال اثر از دو ديد بصري و فكري سرچشمه مي گيرد. اين مولفه ها به استثناي مولفه هاي طبيعي نتيجه دو زايش فكري (سنت خبرگان و عوام) بوده و هر كدام حامل پيام هايي هستند و تركيب آنها با يكديگر ساختاري را تشكيل مي دهد كه از اركان اصلي سكونت گاههاي انساني به شمار مي آيند. اين ساختار كه در بر گيرنده محيط و مناظر است بر حسب مباني تاريخي، فرهنگي و شكلي خود از مفاهيم و معاني خاصي برخوردارند كه از ديد ناظران و بينندگان مختلف، معاني و مفاهيم متفاوتي براي آنها ارائه مي شود. بعضي بر اين باورند كه هر محيط و منظري نه تنها از آنچه كه در برابر چشمانمان قرار دارد بلكه از آنچه در فكرمان مي گذرد تشكيل شده است و به زبان ديگر نتيجه خاطره ها و برداشت هاي مردم از اين مولفه ها در اشكال ممكن است(طبيبيان،37 :1381 و 38 ). با وجود نظريه هاي مختلفي كه در مورد كيفيت محيط شهري ارائه شده است اما به دليل فقدان يك چهارچوب قابل قبول عمومي در اين امر مفهوم كيفيت محيط شهري تا حدودي با ابهام روبرو است. بنابراين هدف از تعريف مفاهيم و مولفه هاي كيفيت محيط شهر اين است كه يك نظريه كلي و عمومي در مورد يك مجتمع زيستي خوب ارائه شود. نظريه اي كه با هرگونه محيط انساني سازگار شود، به آن پاسخگو باشد و بتواند ارزش هاي عمومي را به عمليات خاص ومشخصي پيوند دهـد و به ارتباط بين ارزش هاي انسـاني و شهر كالبدي ـ فضايي محدود شود( رفيعيان، 17 : 1386). كاپلن، مدلي را در مورد نحوه تجربه كردن و درك كردن محيط انسان ساخت توسط مردم ارائه داده است. وي بر اهميت و ضرورت جمع آوري اطلاعات درباره محيط تاكيد نمود و رضايت استفاده كننده را از يك محيط مستلزم اين مي داند كه استفاده كننده اطلاعات مورد نياز را براي شناخت در اختيار داشته و محيطي باشد كه براي مردم معني دار بوده، داراي تازگي و چالش و مقداري رمز و راز باشد تا ذهن را به كاوش وادارد. او عواملي را كه در شناخت و تجربه مردم از محيط نقش دارند چنين برمي شمرد :
1- حس ها
2- نيازها
3- خواست ها
4- زيبايي شناسي(رفيعيان، 19: 1386).
كوين لينچ در اين باره مي گويد: شهر خانه اي است بزرگ و همانگونه كه خانه بايد از صفات و مزايايي برخوردار باشد تا سكونت و زندگي را مطلوب و آسايش بخش سازد، شهر نيز بايد داراي كيفيات و ويژگي هايي براي تامين آسايش و راحتي باشد و نيز مانند خانه محيطي گرم و دلپذير كه زندگي را مرفه و مطلوب مي سازد، فراهم كند( لينچ، 17 :1387). اودر اين زمينه پنج خصوصيت عمده زير را اجزا تشكيل دهنده يك شهر خوب مي داند :
1 – حيات بخشي و قابليت زيست؛
2 – معني دار بودن فرم و فضا؛
3 – سازگاري با الگو هاي رفتاري؛
4 – احساس تعلق كنترل؛
5 – دسترسي. لينچ براي تكميل خصوصيات فوق دو معيار كلي را نيز به آنها اضافه مي كند كه عبارت اند از : كارايي و عدالت( لينچ، 152 : 1376).
پروفسور دوهل، استاد دانشگاه بركلي آمريكا در اواسط دهه ي گذشته در كنفرانسي در شهر تورنتوي كانادا ايده شهر سالم را معرفي كرد. وي شهر سالم را شهري تعريف مي كند كه به طور مداوم در ايجاد و يا بهبود شرايط اجتماعي – كالبدي و توسعه منابع فعاليت كرده و به اين وسيله امكان عملكرد درست و كامل با جهت حداكثر بهره برداري از توان انسان ها را فراهم آورد. پروفسور دوهل سپس ده معيار را به عنوان خصوصيات يك شهر سالم ارائه مي دهد كه عبارت اند از :
1 – بالا بودن سطح بهداشت براساس شاخص هاي قابل قبول بهداشتي؛
2 – وجود خدمت بهداشتي مفيد و قابل دسترسي براي كليه ساكنين؛
3 – بالا بودن كيفيت كالبدي محيط، مسكن؛
4 – وجو اكوسيستم هاي سالم؛
5 – وجود محلات فعال و معني دار؛
6 – رفع نياز هاي اوليه هر شهروند؛
7 – وجود روابط اجتماعي در حد معقول؛
8 – وجود اقتصاد متنوع و خود كفا؛
9 – تنوع فعاليت هاي فرهنگي؛
10 – الگوي متناسب شهر سازي منطبق با 9 عامل فوق.( بحريني و طبيبيان، 43 :1377 )
هيلد برند، بالا بودن كيفيت محيط شهر را در گرو ويژگي هاي زير عنوان كرده است:
-بايد كليه نيازهاي ساكنين خود را تامين كند؛
– بايد داراي ايمني، امنيت و حفاظت بوده و از نظر بصري و عملكردي محيطي سامان يافته و بانظم باشد؛
– بايد محيط اجتماعي هدايت كننده باشد و حس مكان را تقويت نمايد؛
- بايد داراي يك تصوير ذهني مناسب، شهرت و اعتبار خوب باشد و به مردم حس اعتماد و منزلت دهد؛
– بايد به مردم فرصت خلاق بودن، شكل دادن به فضاي شخصي و بيان خودشان را دهد؛
_ طراحي شده، از نظر زيبايي شناسي مطبوع بوده و از نظر كالبدي قابل تصور باشد.( هيلد ( 32 :1387 )،
برند ژيراده، يك شهر پايدار و با كيفيت محيط بالا را اينگونه معرفي مي كند:
- جايي كه عدالت، غذا، مسكن، آموزش، بهداشت و اميد به شكل يكنواخت توزيع شده باشد.( شهر عادل)؛
- جايي كه هنر، معماري و مناظر، تصور را به تجرم واداشته و روح را متحول سازد(شهر زيبا)؛
- جايي كه اثرات مخرب بر طبيعت را به حداقل رسانيده و مناظر و ساختمانها به حد تعادل رسيده اند.(شهر زيست محيطي)؛
- جايي كه انواع فعاليت ها باعث خلق تحرك، آرزوها و الهامات و زندگي پر تحرك و زنده شود.(شهر متنوع)؛
- جايي كه از فضاهاي باز و سبز بيرون شهر حفاظت مي نمايد و جوامع شهري را در محلات متمركز كرده و همجواري را به حداكثر مي رساند.(شهر متراكم و چند مركزي)(ژيراده،121: 1381 ).

بر اساس مطالعه اي كه بر روي بيش از 1000 فضاي عمومي شهري در كشورهاي مختلف جهان صورت گرفت ، مطالعه كنندگان به اين نتيجه رسيدند كه 4 عامل اساسي در سنجش مطلوبيت كيفي محيط هاي عمومي شهري از اهميت ببيشتري برخوردارند . اين عوامل عبارتند از:
1 ـ دسترسي و به هم پيوستگي
2 ـ آسايش و منظر
3- استفاده ها و فعاليت ها
4- اجتماع پذيري

دانشمندان علوم اجتماعي نيز بعضاً فهرستي از آنچه در شهر موجب افزايش كيفيت محيط مي شود تهيه كرده اند . مارگارت ميد در مقاله اي تحت عنوان « ما چه شهري مي خواهيم ؟ » عواملي چون همسايگان سازگار ، حس محله، حس تداوم، آگاهي از بيوسفر و احساس سرنوشت مشترك را ذكر مي كند و حفاظت اكولوژيكي نيز داراي اهميت مي باشد علاوه بر اين وي خصوصياتي چون تنوع، گمنامي ، تحرك ، انتخاب محل سكونت ، اجتناب از جدايي اجتماعي و امكان گسسته شدن از پيوندهاي اجتماعي را درج كرده است.
در مورد كيفيت محيط شهري اقتصاددانان نيز از جنبه نگرشي خود نظريه هايي ارائه داده اند. اقتصاد داناني كه كيفيت محيط شهري را مورد تحقيق و بررسي قرار داده اند مولفه هاي اقتصادي را موثر بر كيفيت محيط شهري مي دانند مانند؛ توليد كارا، ساختن و يا نگهداري كاراي شهر، احتراز از اتلاف، كمبود، افراط و تفريط، قابل اعتماد بودن توليد، جلوگيري از انحطاط، درآمدهاي كافي، محروميت زدايي، ارتقاي ارزش مستغلات، پايه مالياتي سالم، وضع مالي محلي محكم، سود فراوان، آزادي در استفاده و انتقال، عكس العمل سريع بازار، حفاظت و بهره برداري مناسب از منابع، حركت سهل و آزاد، كاهش تراكم ترافيك و زيان سفر ، ارتباط آسان و دسترسي خوب به كار، تفريح و خدمات .(رفيعيان، احمدي و اورنگ،7 :1386).

ادامه دارد...

 

 

 

Chanal

 

 

مطالب مرتبط
============================================================
          . گذری بر کیفیت زندگی محیط های شهری - مقدمه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خبرنامه

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید تا از آخرین اخبار تارنمای روستا شهر مطلع شوید.

تماس با ما

اطلاعات تماس تیم مدیریت تارنمای روستاشهر

  • شماره تماس : 09125518462

 

 

روستا شهر به روایت آمار

کاربران
42
مطالب
402
نمایش تعداد مطالب
734225
شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی موضوعات برنامه ریزی شهری گذری بر کیفیت زندگی محیط های شهری - بخش اول
Web Analytics